قانون اثر مسلط
امیل کووه
این قانون بیانگر آن است كه هر گاه تصوری مورد پذیرش ضمیر ناخودآگاه قرار گرفته و در آن جذب شود، فرد خود به خود به طرف تظاهرات واقعی آن تصور كشیده می شود و درجریان تصور قویتر و واضحتر بر تصور ضعیفتر تسلط پیدا میكند.
تصمیمات و رفتارهای عمده انسان تحت تاثیر این قانون شكل میگیرد. همواره تصور برتر است كه انسان را به انجام رفتاری مطابق یا متناسب با خود میسازد. انسان نمیتواند همزمان به دو چیز مختلف بیندیشد و یا دو تصور متفاوت را در ذهن بپرورد و همینطور نمیتواند در آن واحد به دو طرز مختلف رفتار نماید بنابراین همیشه و در انجام هر كار و اخذ هر تصمیم، تصوری قویتر وجود دارد كه فرد تحت تاثیر آن عمل مینماید.
امیل كووه كه او را پدر فن تلقین نامیدهاند میگوید: اگر شما بتوانید شخص را كه دچار وسوسه بیمارگون سرقت است به این فكر بیندازد كه دیگر دست به سرقت نخواهد زد، او دیگر دست به سرقت نخواهد زد.
منظور كووه از بیان (به فكر انداختن) در اینجا، ایجاد تصورات قوی وافكاری است كه در فرد گرایشی به عملی واقعی شدن آنها بوجود آید.
كووه در این رابطه با قانون اثر مسلط چهار اصل بیان می كند:
- هرگاه اراده و تخیل در مبارزه باشند. تخیل پیروز خواهد شد و موضوع نهفته در آن عملی خواهد گردید.
- در كشاكش بین اراده و تخیل، نیروی تخیل به طور مستقیم متناسب است با مجذور اراده.
- هرگاه اراده و تخیل در توافق باشند، به یكدیگر اضافه نمی شوند بلكه در همدیگر ضرب می شوند.
- تخیل قوی به صورت رفتار درمی آید.
انسان هرگاه از لحاظ روانی آمادگی پذیرش یك تصور منفی یا مثبت را داشته باشد آن تصور به راحتی از بین نخواهد رفت و نقش آن خنثی هم نخواهد بود بلكه همواره در رفتارهای فرد تأثیر خواهد داشت، حتی اگر تلاش نماید آن را فراموش كند باعث تداوم و تقویت بیشتر آن خواهد گردید.
نقل یك داستان كهن می تواند در درك بهتر این مسئله یاری نماید. می گویند روزی فردی به یك طالع بین مشهور مراجعه كرد و با پرداخت بهای هنگفتی از او خواست طالع و بخت او را بگوید و به گونه ای قطعی و واضح وضع او را بیان نماید طالع بین به او گفت در طالع شما سعادت و ثروتی عظیمی وجود دارد اما شرط تحقق همه اینها آن است كه تا ده روز اصلاً به جن فكر نكنید اگر توانستید تا ده روز به جن فكر نكنید به سعادت عظیم خواهید رسید و ثروت هنگفت به ارث خواهید برد در غیر این صورت زندگی شما به روال سابق خواهد گذشت .
مرد از نزد او برخاست و از آن لحظه تا ده روز دیگر به چیزی نمیاندیشید جز جن و نیندیشیدن به جن.
به این ترتیب تلاش ذهنی برای نفی و فراموشی یك تصور یا موضوع، غالبا نتیجهای جز یادآوری آن موضوع ندارد.
قانون كوشش معكوس
این قانون یكی دیگر از قوانین سه گانه امیل كووه است. این قانون به ریشههای تردید در انسان و مواغنع ذهنی بازدارنده در مخالف اراده اشاره دارد و چگونگی كار كرد این گونه موارد روانی را مورد بررسی قرار می دهد. این قانون میگوید اگر فكر كنیم كه «من می خواهم كه فلان یا بهمان چیز واقعیت یا بد» و در همان حال تخیل ما بگوید «تو می خواهی ولی این كار صورت نخواهد گرفت» نه فقط آن چه را كه میخواهیم به دست نخواهیم آورد، بلكه ضد آن تحقق خواهد یافت.
امیل كووه در تفهیم این قانون بكلی از تمثیلهای پاسكال استفاده می كند. هر گاه یك تخته چوب به طول ده متر و عرض بیست و پنج سانتیمتر را روی زمین بگذاریم هر كسی قادر خواهد بود از این سر تا آن سر تخته را طی كند. اما اگر ویژگیهای تجربه را تغییر بدهیم و همین تخته چوب را در ارتفاع برجهای یك كلیسای جامع بگذاریم به دشواری ممكن است شخصی قادر به طی مسافتی از تخته باشد.
کووه معتقد است اگر ما شروع به حركت بر روی این تخته كنیم هنوز دو گام پیش نرفته بر خود خواهیم لرزید زیرا مرتبا ارتفاع بلند و ترسناك و سقوط از آنجا را به خود یادآوری میكند، به این ترتیب سقوط خواهیم كرد. زیرا اراده برای گذر از تخته در برابر تردیدی كه در مورد توانائی عبور داریم رنگ میبازد.
مثال دیگر: هر گاه فردی كه از بی خوابی رنج می برد به هنگام خواب به خود بگوید باز هم خوابم نخواهد برد، هر قدر كوشش كند و اراده بخرج كند بیشتر به تلاطم و كش و قوس خواهد افتاد. چنین فردی زمانی به خواب خواهد رفت كه از تمنای به خواب رفتن دست بردارد زیرا تمنای خواب در این فرد با اعتماد او (باز هم خوابم نخواهد برد) در تضاد و كشمكش است و براساس قانون قبلی (اثر مسلط) تصور و اعتقاد در این كشمكش پیروز می گردد.
مثال دیگر: زمانی كه كلمه ای (نوك زبان) فردی است و به یادش نمی آید هر قدر بیشتر تمنا كند و اراده نماید كه آن را به یاد آورد احتمال به یاد آوردن آن كمتر می شود.فقط هنگامی كه اراده وی در كار نباشد كشمكش پایان می پذیرد و ممكن است كلمه را به یاد آورد.در مقابل اراده و تمنا یك جمله تلقینی مانند «كلمه ناگهان به یادم خواهد آمد» میتواند نقش مثبتی داشته باشد.